حصار واژگان
شمارش معکوس:
می شمارم یک یک
روزگار زشت بی حوصلگی ها را
تیک تاک معکوس
در خس خس نفسهای تنگ
و سوزشی هماره ، در بغضگاه گلو
تلخی شیرین توتون هم
کفاف زخمهایم را نکرد!
-
همهمه ی سکوت:
ساکت و بی صدا نیستی تو !
درون همهمه ای بزرگ
فراتر از وصف و تصور؛
اما ؛
همانجا بمان ،
بمان عشق من! ،
بدینسان تنها
با چشمانی خاموش و رام ؛
و تنها به من نگاه کن
نگاه کردن ، گونه ای از عشق است!
ترجمه و برداشتی آزاد از شعر ایلهان بِرک
صفحات مَجازی عشق:
نگاه ها، صدا ها
صفحات نیمه روشن
واسطه های بی احساس
ختم کلام به مَجازها
چه گرمایی داشت
هُرم دستهایی
که کشانده میشد
پای خط خطی های دلم
می شمارم یک یک
روزگار زشت بی حوصلگی ها را
تیک تاک معکوس
در خس خس نفسهای تنگ
و سوزشی هماره ، در بغضگاه گلو
تلخی شیرین توتون هم
کفاف زخمهایم را نکرد!
-
همهمه ی سکوت:
ساکت و بی صدا نیستی تو !
درون همهمه ای بزرگ
فراتر از وصف و تصور؛
اما ؛
همانجا بمان ،
بمان عشق من! ،
بدینسان تنها
با چشمانی خاموش و رام ؛
و تنها به من نگاه کن
نگاه کردن ، گونه ای از عشق است!
ترجمه و برداشتی آزاد از شعر ایلهان بِرک
صفحات مَجازی عشق:
نگاه ها، صدا ها
صفحات نیمه روشن
واسطه های بی احساس
ختم کلام به مَجازها
چه گرمایی داشت
هُرم دستهایی
که کشانده میشد
پای خط خطی های دلم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 15:3 توسط م.شیدا
|
همیشه در نگاه تو حس غروب