شمارش معکوس:

می شمارم یک یک
روزگار زشت بی حوصلگی ها را
تیک تاک معکوس
در خس خس نفسهای تنگ
و سوزشی هماره ، در بغضگاه گلو
تلخی شیرین توتون هم
کفاف زخمهایم را نکرد!
-
همهمه ی سکوت:

ساکت و بی صدا نیستی تو !
درون همهمه ای بزرگ
فراتر از وصف و تصور؛
اما ؛
همانجا بمان ،
بمان عشق من! ،
بدینسان تنها
با چشمانی خاموش و  رام ؛
و تنها به من نگاه کن
نگاه کردن ، گونه ای از عشق است!

ترجمه و برداشتی آزاد از شعر ایلهان بِرک

صفحات مَجازی عشق:

نگاه ها، صدا ها
صفحات نیمه روشن
واسطه های بی احساس
ختم کلام به مَجازها
چه گرمایی داشت
 هُرم دستهایی
که کشانده میشد
پای خط خطی های دلم